ذخیرهگاهی شبیه خودت میشوی
همان که از بچگی دنبالش دویدی و خواستی او باشی و نشدی.
به یکباره جلوی اینه که می ایستی پیدایش میکنی، هول میشوی، نمیدانی چه کنی که بماند، بماند برای همیشه، حرف که میزنی همان صدایی است که دوست داشتی از حنجره ات خارج شود تصویرت را با دوربین و صدایت را ضبظ ذخیره میکنی، اخلاقت نگاه کردند همه انطور شده که میخواستی اما نمیتوانی ذخیره اش کنی هر چه تلاش کنی نمیشود، تا انجا که میتوانی از اخلاقت استفاده میکنی و بعد که تمام شد چهره ات صدایت اخلاقی که دنبالشان بودی، گاهی دلت هوایشان را میکند به سراغ ارشیوی میروی که ذخیره کرده بودیشان، دنبال اصل کاری میگردی نیست، اشنایی سراغت را میگیرد و ارام در گوشت میگوید... دوستت دارم اخلاق معرکه ای داری، یادت می اید که ان موقع همکلامش بودی و او ذخیره ات کرده... رقیه بصیرتی
دی ماه 94

منبع اصلی مطلب : تنهایی..تنهایی..تنهایی.. همین وبس..
برچسب ها : ذخیره
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : من..